واژه جو

معاقب گردانیدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

معاقب گردانیدن . [ م ُ ق َ گ َ دَ ] (مص مرکب ) عقوبت کردن . کیفر دادن . مجازات کردن : و ما را به کرد خویش مأخوذ و متهم و معاتب و معاقب گرداند. (سندبادنامه ص ٧٩). و رجوع به معاقب شود.

معنی معاقب گردانیدن | واژه جو