واژه جو

معامرباشی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

معامرباشی . [ م ُ م ِ ] (ص مرکب، اِ مرکب ) معمارباشی و رئیس معماران . (ناظم الاطباء). و رجوع به ماده ٔ قبل شود.

معنی معامرباشی | واژه جو