معاندت/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ نَ دَ) [ ع. معانده ] (مص ل.) مخالفت کردن، دشمنی کردن.مترادفها و واژههای مرتبطدشمنی، ستیز، ستیزهجویی، عناد، گردنکشی، مخالفت، معاندهستیزیدن، عنادورزیدن، ستیزهجویی کردنواژه قبلی: معاندواژه بعدی: معانقت