معاینه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ یَ نَ یا یِ نِ) [ ع. معاینه ] ۱- (مص م.) با چشم دیدن. ۲- بررسی و دقت کردن در وضع مریض.مترادفها و واژههای مرتبطامتحان، بازبینی، بازدید، بررسیمشاهده، بررسی (وضعبیمار)واژه قبلی: معایشواژه بعدی: معبا