معتجل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
معتجل . [ م ُ ت َ ج َ ] (ع ص ) زود و سریع. (کلیات شمس چ فروزانفر، ج هفتم فرهنگ نوادر لغات ) : بسته بود راه اجل نبود خلاصش معتجل هم عیش را لایق نبد هم مرگ را عاشق نشد. مولوی (کلیات شمس ایضاً).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
معتجل . [ م ُ ت َ ج َ ] (ع ص ) زود و سریع. (کلیات شمس چ فروزانفر، ج هفتم فرهنگ نوادر لغات ) : بسته بود راه اجل نبود خلاصش معتجل هم عیش را لایق نبد هم مرگ را عاشق نشد. مولوی (کلیات شمس ایضاً).