معتر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
معتر. [ م ُ ت َرر ] (ع ص ) (از«ع رر») آن که نیاز نماید و نخواهد. (ترجمان القرآن ).آن که بسیار نیازمند نماید و نخواهد. (دهار). نیازمند و محتاج که پیش آید جهت معروف و چیزی از کسی نخواهد و سؤال نکند. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). آنکه برای نیکی و احسان پیش آید بی آنکه سؤال کند. (از اقرب الموارد) : ... واطعموا القانعوالمعتر کذلک سخرناها لَکُم لعلکم تشکرون . (قرآن ٣٦/٢٢). ◄ فقیر. (اقرب الموارد). درویش . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به اعترار شود.
واژگان قرآن
وَأَطْعِمُوا الْقانِعَ وَ الْمُعْتَرَّ «معترّ» از مادّه «عَرّ» (بر وزن شرّ و بر وزن حُرّ) در اصل، به معناى بیمارى جَرَب است که عارض بر پوست بدن انسان مى شود. و کسى است که به سراغ تو مى آید و سؤال و تقاضا مى کند و اى بسا به آنچه مى دهى راضى نشود و اعتراض کند. سپس به سؤال کننده اى که به سراغ انسان مى آید و تقاضاى کمک مى کند (و اى بسا زبان به اعتراض مى گشاید) «معترّ» گفته شده است.(28)