معترف/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانخستوخستو، خستومترادفها و واژههای مرتبطخستو، قایل، مقر، اعترافکننده، اقرارکننده، مذعنواژه قبلی: معترضواژه بعدی: معتزل