معتقد/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ تَ قِ) [ ع. ] (اِفا.) گرونده، باوردار، عقیده دار.مترادفها و واژههای مرتبطباورمند، عقیدهمند، باایمان، مومن، موقنگرونده ≠ بیاعتقاد، منکرواژه قبلی: معتضدواژه بعدی: معتل