معتلی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
معتلی . [ م ُ ت َ ] (اِخ ) یحیی بن علی بن حمود، به این نسبت اشتهار دارد. (از انساب سمعانی ). و رجوع به ماده ٔ بعد شود.
معتلی . [ م ُ ت َ لا ] (ع اِ) شیر بیشه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
معتلی . [ م ُ ت َ ] (اِخ ) یحیی بن علی بن حمود، به این نسبت اشتهار دارد. (از انساب سمعانی ). و رجوع به ماده ٔ بعد شود.
معتلی . [ م ُ ت َ لا ] (ع اِ) شیر بیشه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).