معجز کردن
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
معجزه کردن، اعجاز کردن کار خارقالعاده انجامدادن، شاهکار کردن معجزهگری کردن معجزنما شدن
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
معجزه کردن، اعجاز کردن کار خارقالعاده انجامدادن، شاهکار کردن معجزهگری کردن معجزنما شدن