معجل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
معجل . [ م ُ ج ِ ] (ع ص ) ناقه ای که قبل از تمامی سال بچه آرد و آن بچه زنده باشد. ◄ ناقه ای که وقت سوار شدن بجهد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ خرمابن که در اول حمل بار آرد. (منتهی الارب ) (آنندراج ). خرمابنی که در نخستین گشن بار آرد. (اقرب الموارد). ◄ بقرة معجل ؛ ماده گاو با گوساله . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از ذیل اقرب الموارد).
معجل . [ م ُ ج َ ] (ع ص ) شتر بچه ٔ ناتمام زاده که زنده باشد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
معجل . [ م ُ ع َج ْ ج ِ ] (ع ص ) ناقه ای که قبل از تمام شدن سال بچه آرد که زنده ماند. ◄ ناقه ای که چون پا در رکاب نهند بجهد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ خرمابن که در حمل نخستین بار آرد. (منتهی الارب ). خرمابنی که در نخستین گشن بار آرد. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ شبان که شیر ناشتاشکن دوشد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ آن که شیر اِعجالَة به اهل آن آرد. (منتهی الارب ) (آنندراج ). شبانی که شیر اعجالة آرد. (ناظم الاطباء). آنکه شیر عُجالَة به اهل خود آرد. (از اقرب الموارد) (ازمحیطالمحیط). و رجوع به عجالة و اعجالة شود. ◄ شتاب کننده و پیشی گیرنده . (غیاث ) (آنندراج ).