معرس
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ عَ رَّ) [ ع. ] (اِمف. اِ.)<BR>۱- محل استراحت مسافران در آخر شب.<BR>۲- خانة مسقف زمستانی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ عَ رَّ) [ ع. ] (اِمف. اِ.) ۱- محل استراحت مسافران در آخر شب. ۲- خانه مسقف زمستانی.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
معرس . [ م ُ ع َرْ رَ ] (ع اِ) فرودآمدنگاه در آخر شب . مُعرَس . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). مکانی که مسافران جهت استراحت در آخر شب فرودآیند. (فرهنگ نوادر لغات کلیات شمس چ فروزانفر) : دیو سیاه غرچه فریب پلید را بر جای حور پاک معرس نمی کنیم . مولوی (دیوان شمس چ فروزانفر). ◄ دیگدان . (دهار) (مهذب الاسماء) (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). ◄ (ص ) بیت معرس ؛ خانه ٔ بابیچه . (منتهی الارب ). خانه ای که دارای عَرس بود ودر آن بیچه ساخته باشند. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). خانه ٔ مسقف زمستانی .
معرس . [ م ُ رَ ] (ع اِ) مُعَرَّس . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). رجوع به معنی اول مُعَرَّس شود.
معرس . [ م ِ رَ ] (ع ص ) شتربان ماهر در شتربانی که براند وقت نشاط و فرود آید وقت سستی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ آنکه بسیار ازدواج کند. (از اقرب الموارد).