واژه جو

معزآباد

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

معزآباد. [ م ُ ع ِزز ] (اِخ ) قریه ای است فرسنگی کمتر جنوب شیراز. (فارسنامه ٔ ناصری ).

معنی معزآباد | واژه جو