معزول
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
مخلوع، اخراجی، منفصل، منفصلخدمت، هیچکاره، برکنار، مبطل، معلق، ساقط، تبعیدی، مطرود، محروم، مستثنی مردود تبعیدی، اخراجی، پناهنده ممنوعشده، ممنوعالقلم، ممنوعالمداخله غیرمشمول، معاف
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
مخلوع، اخراجی، منفصل، منفصلخدمت، هیچکاره، برکنار، مبطل، معلق، ساقط، تبعیدی، مطرود، محروم، مستثنی مردود تبعیدی، اخراجی، پناهنده ممنوعشده، ممنوعالقلم، ممنوعالمداخله غیرمشمول، معاف