واژه جو

معزوم

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

معزوم . [ م َ ] (ع ص ) آهنگ نموده و عزم و اراده کرده و قصد نموده . (ناظم الاطباء).

معنی معزوم | واژه جو