واژه جو

معصفرگون

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

معصفرگون . [ م ُ ع َ ف َ ] (ص مرکب ) سرخ رنگ . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : سرخی خفچه نگر از سرخ بید معصفر گون پوستش او خود سپید. رودکی (از لغت فرس اسدی چ اقبال ص ٤٧٤).

معنی معصفرگون | واژه جو