معطر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ عَ طَّ) [ ع. ] (اِمف.) بودار، خوشبو.مترادفها و واژههای مرتبطبویا، خوشبو، دماغپرور، عاطر، عطرآگین، عطرآمیز، گلبو، گلبیز، نافهبو ≠ بویناک، گندیده، متعفنواژه قبلی: معضلاتواژه بعدی: معطس