معطل
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(مُ عَ طَّ) [ ع. ] (اِمف.) بی کار، بی کار - مانده، بی فایده.
(مُ عَ طِّ) [ ع. ] (اِفا.) کسی که خداوند را انکار میکند و شعائر را باطل میداند.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(مُ عَ طَّ) [ ع. ] (اِمف.) بی کار، بی کار - مانده، بی فایده.
(مُ عَ طِّ) [ ع. ] (اِفا.) کسی که خداوند را انکار میکند و شعائر را باطل میداند.