واژه‌جو

معطل

/vâže/

مترادف و متضاد واژه‌دان

بلاتکیف، منتظر بی‌حاصل، بی‌کار، عاطل، بی‌مصرف، بی‌استفاده فروهشته، معلق

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی معطل | واژه‌جو