معطن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مَ طِ) [ ع. ] (اِ.) ۱- خوابگاه شتر. ۲- آغل گوسفند نزدیک آب ؛ ج. معاطن.واژه قبلی: معطلیواژه بعدی: معطوف