معظمة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
معظمة. [ م ُ ظَ م َ ] (ع اِ) سختی سخت . (منتهی الارب ) (آنندراج ). سختی سخت و بلای نازل سخت . (ناظم الاطباء). بلای سخت . (از اقرب الموارد).
معظمه . [ م ُ ظَ م َ ] (ع ص ) تأنیث مُعظَم : دول معظمه . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به معظم شود.
معظمه . [ م ُ ع َظْ ظَ م َ ] (ع ص ) مؤنث مُعَظَّم . بزرگ و محترم . (ناظم الاطباء) : در مشاعر معظمه و مواقف مکرمه و در جوار قدس کعبه ٔ علیا عظم اﷲ قدرها به حضور هم شهریان ...دعای اخلاص پیوند را تازه داشت و اقامت کرد. (منشآت خاقانی چ محمد روشن ص ١٣٣). ◄ صفت و لقب مکه است : مکه ٔ معظمه . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
فرهنگ نامهای فارسی
نام زنانه