معلومی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
معلومی . [ م َ ] (حامص ) به معنی آگاهی و دریافت باشد. (برهان ). مأخوذ از تازی، اطلاع و دانایی و معرفت و دانش و هنر. (ناظم الاطباء).
معلومی . [ م َ ] (ص نسبی ) نسبت است به فرقه ٔ معلومیه که ضد مجهولیه اند. (از انساب سمعانی ). و رجوع به معلومیة شود.