معمول کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهمترادف و متضاد واژهدانمترادف و متضاد واژهدانمرسوم کردن، متداول کردن، رواج دادن، باب کردن اجرا کردن، عملی ساختنمترادفها و واژههای مرتبطمرسوم کردن، متداول کردن، رواج دادن، باب کردناجرا کردن، عملی ساختنواژه قبلی: معمول داشتنواژه بعدی: معمولی