معمول/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانهمیشه، کار شده، ساخته شده، خو گرفته، پرداخته شدهمترادفها و واژههای مرتبطباب، جاری، رایج، معموله، متداول، مد، مرسومعادی، متعارف ≠ غیرعادی، نارایج، نامتداول، نامتعارفواژه قبلی: معممواژه بعدی: معمولا