معنون
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
معنون . [ م ُ ع َن ْ وَ ] (ع ص ) عنوان کرده شده یعنی دیباچه کرده شده . (غیاث ) (آنندراج ). کتاب دیباچه نوشته . (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ). ◄ عنوان کرده شده . ◄ دارای عنوان . (ناظم الاطباء). شخصی دارای عنوان و مقام : مرد معنونی است .
معنون . [ م َ ] (ع ص ) دیوانه . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ ناتوان . ◄ افسون شده و جادوشده و به افسون نامرد شده . ◄ آنکه قاضی بر وی حکم به نامردی کند. ◄ محبوس در حظیره . (ناظم الاطباء).