معنک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
معنک . [ م ِ ن َ ] (ع اِ) کلیدان . (منتهی الارب )(آنندراج ). قفل و کلیدان . (ناظم الاطباء). آنچه بوسیله ٔ آن در را بندند. ج، معانک . (از اقرب الموارد).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
معنک . [ م ِ ن َ ] (ع اِ) کلیدان . (منتهی الارب )(آنندراج ). قفل و کلیدان . (ناظم الاطباء). آنچه بوسیله ٔ آن در را بندند. ج، معانک . (از اقرب الموارد).