معوق/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهداندیرکرده، پس انداخته، پس افتادهمترادفها و واژههای مرتبطبازداشته، عقبافتاده، عقبانداخته، معطل، معوقه، بهتاخیرافتاده ≠ معینبلاتکلیف، پادرهوا، معلقواژه قبلی: معوجواژه بعدی: معکوس