معیدی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
معیدی . [ م ُ ع َ دی ی ] (ع ص نسبی مصغر) تصغیر مَعَدّی ّ است . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). تصغیر معدی است که منسوب به مَعَدّ است . تصغیر معدی منسوب به معدبن عدنان است و در تصغیر دال مشدد او را تخفیف داده و معیدی گفته اند. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). به نوشته ٔجمهرة الامثال مصغر مَعَدّی ّ است که منسوب به مَعَدّاست و از بعضی نقل کرده که مُعَید نام قبیله ای است و مصغر کلمه ٔ دیگر نیست . (از ریحانة الادب ج ٥ ص ٣٤٧). و رجوع به همین مأخذ ذیل معیدی ضمره ٔبن ضمرة شود.
معیدی . [ م ُ ] (اِخ ) از شعرای قرن دهم عثمانی و از مردم قالقاندلن است . شاعری کثیرالشعر بود و دارای خمسه ای است . (از قاموس الاعلام ترکی ).
معیدی . [ م ُ ] (اِخ ) از شعرای عثمانی و از مردم مرعش است .اجداد وی از صدور امرای ذوالقدریه بودند. وی به سال ٩٩٤ هَ . ق . درگذشته است . (از قاموس الاعلام ترکی ).