معین کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانهکانیدنمترادفها و واژههای مرتبطتعیین کردنمقرر داشتن، قرار دادنواژه قبلی: معین شدهواژه بعدی: معیوب