مغایبه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مغایبه . [م ُ ی َ ب َ / ی ِ ب ِ ] (از ع، اِمص ) مغایبة. غیبت . غایب شدن : پسران و برادران او را به همان اسم موسوم به هنگام ولادت خوانند، مشافهه و مغایبه خاص و عالم و مناشیر مکتوبات که نویسند همان اسم مجرد نویسند. (جهانگشای جوینی ). - مغایبه افتادن ؛ غیبت روی دادن : دعا تراست اگرچه رهیت را از عجز همی مغایبه افتد پس از خطاب دعاش . سنائی . و رجوع به مغایبة شود.