مغایر بودن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
دیگر بودن، سوا بودن، غیر بودن، ربطی نداشتن، ربط نداشتن، متفاوت بودن تضاد داشتن، ناسازگار بودن درجلو قرار گرفتن، مقابل بودن، منافی بودن، مخالفت کردن، ضدیت کردن، نافرمانی کردن، سرپیچی کردن، نفی کردن، انکار کردن وارونه بودن