مغبور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مغبور. [ م َ ] (اِ) بغپور. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). صورتی از بغپور و فغفور: البغبور؛هوالملک الاعظم و انما سمی البغبور و معناه ابن السماء و نحن نسمیه المغبور. (اخبار الصین و الهند ص ٢٠، یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به فغفور شود.
مغبور. [ م ُ ] (ع اِ) نوعی از صمغ که از درخت عرفط و رمث یاثمام برآید. (منتهی الارب ). نوعی از صمغ که از درخت ثمام و عشر و رمث برآید. (ناظم الاطباء). لغتی است درمُغثور. (از اقرب الموارد). و رجوع به مغثور شود.