مغب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مغب . [ م ُ غ ِب ب ] (ع اِ) شیر بیشه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ (ص ) گوشت بوی گرفته . (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ روز میان آینده قوم را. (آنندراج ) (از منتهی الارب ). دوستی که هر سه روز یک دفعه دوست را دیدن می کند. (ناظم الاطباء). ◄ روز میان به جایی رونده . (آنندراج ) (از منتهی الارب ). ◄ آنکه به چیزی دوروز نمی پردازد. (ناظم الاطباء).