مغرور بودن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
افتخار کردن، بهخود متکی بودن، سرافراز راه رفتن ادعایش شدن، افاده فروختن (آمدن)، افاده کردن، ادعا داشتن، نازیدن، بالیدن، باد بروت داشتن، از دماغ فیل افتادن، خدا را بنده نبودن، فخرفروختن، گستاخ بودن، منت گذاشتن، متکبر بودن افتخار کردن بهکسی (چیزی)، مایه سرافرازی دانستن، افتخار داشتن، مایه مباهات و سربلندی دانستن