مغزریز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مغزریز. [ م َ ] (نف مرکب ) مغزپاش . پریشان کننده ٔ مغز. متلاشی کننده ٔ مغز : فرق بر و سینه سوز و دیده دوز و مغزریز دُربار و مشکسای و زردچهر و سرخ رنگ . منوچهری .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مغزریز. [ م َ ] (نف مرکب ) مغزپاش . پریشان کننده ٔ مغز. متلاشی کننده ٔ مغز : فرق بر و سینه سوز و دیده دوز و مغزریز دُربار و مشکسای و زردچهر و سرخ رنگ . منوچهری .