مغستان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مغستان . [ م ُ غ ِ ] (اِخ ) موغستان . نام دیگر جزیره ٔ هرمز. (ابن بطوطه، یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
مغستان . [ م ُ غ ِ ] (اِ مرکب ) نخلستان . (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ) (از اشتینگاس ).
مغستان . [ م ُ غ ِ ] (اِ مرکب ) مجلسی که شاهان اشکانی با رأی اعضای آن تعیین و انتخاب می گردیدند. این مجلس خود مرکب از اعضای دو مجلس دیگر بود: یکی مجلسی به نام شورای خانوادگی که از افراد ذکور خانواده ٔ سلطنتی که به حد رشد رسیده بودند تشکیل می شدو دیگر مجلس شیوخ که مرکب از مردان پیر و مجرب و روحانیان بلندمرتبه ٔ قوم پارت بود . (از ایران باستان ج ٣ ص ٢٢٣٤، ٢٦٤٨ و ٢٦٤٩).