مفاخره
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مفاخره . [ م ُ خ َ / خ ِ رَ / رِ ] (از ع، اِمص ) نازش . مفاخرت . مفاخرة. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : خدش به شمس باختری بر فسوس کرد قدش به سرو غاتفری بر مفاخره . سوزنی (از یادداشت ایضاً). و رجوع به مفاخرت و مفاخرة شود.