مفاعیل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مفاعیل . [ م َ ] (ع اِ) ج ِ مفعول . (ناظم الاطباء). رجوع به مفعول شود. - مفاعیل خمسه ؛ عبارت از مفعول به، مفعول معه، مفعول فیه، مفعول له و مفعول مطلق است . و رجوع به همین کلمه ها شود. ◄ (اصطلاح عروض ) یکی از اجزاء عروضی است و این از «مفاعیلن » منشعب گردد بدین سان که ساکن سببی که در آخر جزو باشد بیندازند و متحرک آن را ساکن گردانند تا جزو کوتاه شود و «مفاعیلن » به قصر «مفاعیل » شود و آن را مقصور خوانند. (از المعجم چ دانشگاه ص ٥٢).