مفاوضات
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مفاوضات . [ م ُ وَ ] (ع اِ) ج ِ مفاوضة. گفتگوها. مذاکرات : صاحب کافی بعد از آن مفاوضات بر مراعات تاش و حفظ مصالح و مناجح او اقبال کرد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ ١ تهران ص ٩٩). و رجوع به مفاوضة و مفاوضت و مفاوضه شود. ◄ مکتوبات که اعلی به ادنی نوشته باشد. مراسلات مکتوباتی که به مساوی نوشته شود . (غیاث ) (آنندراج ). و رجوع به مفاوضه (معنی آخر) شود.