واژه جو

مفاوضه کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مفاوضه کردن . [ م ُ وَ / وِ / ض َ / ض ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) بازآمدن . ◄ بازآوردن . ◄ عوض کردن و پاداش دادن و جزا و مکافات دادن . (ناظم الاطباء).

معنی مفاوضه کردن | واژه جو