واژه‌جو

مفتدی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مفتدی . [ م ُ ت َ ] (ع ص ) کسی که سر خود را می خرد و خود را فدیه می دهد. (ناظم الاطباء). فدیه ده . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به افتداء شود.

مفتدی . [ م ُ ت َ دا ] (ع ص ) کسی که سرخریده شده باشد. (ناظم الاطباء). و رجوع به افتداء شود.

معنی مفتدی | واژه‌جو