مفترش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مفترش . [ م ُ ت َ رِ ](ع ص ) آنکه گوید بطوری که خواهد. (آنندراج ) (از منتهی الارب ). ◄ چیره شونده و بر زمین افکننده کسی را. (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ به ستم گیرنده چیزی را. غصب کننده . (از آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ در پی رونده . (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ پایمال کننده . (ناظم الاطباء). زیرپای سپرنده . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ گسترده . پهن کرده . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) (از منتهی الارب ). و رجوع به افتراش شود. ◄ جمل مفترش الظهر؛ شتر بی کوهان . (از اقرب الموارد) (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).