مفتش
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ فَ تِّ) [ ع. ] (اِفا.) تفتیش کننده، بازرس.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ فَ تِّ) [ ع. ] (اِفا.) تفتیش کننده، بازرس.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مفتش . [ م ُ ف َت ْ ت ِ ] (ع ص ) جوینده . کاونده . (از آنندراج ). کسی که می جوید و می کاود و تفتیش می نماید. (ناظم الاطباء). پژوهنده . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به تفتیش شود. ◄ (اصطلاح اداری در گذشته ) بازرس . کسی که از طرف وزارتخانه ها و اداره ها به کارهای کارمندان و کارکنان رسیدگی کرده درستی یا نادرستی کارهای آنها را به مقامات مربوط آگهی می دهد. (ترمینولوژی حقوق تألیف جعفری لنگرودی، ذیل بازرس ). و رجوع به بازرس شود. ◄ مباشر و سرکار و ناظر. (ناظم الاطباء).
واژگان فارسی سره واژهدان
کارآگاه، جوینده، بازرس، بازجو