مفتش/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ فَ تِّ) [ ع. ] (اِفا.) تفتیش کننده، بازرس.مترادفها و واژههای مرتبطبازپرس، بازجو، جاسوس، کارآگاه، ممیز، منهیواژه قبلی: مفتریواژه بعدی: مفتضح