مفتضح
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مفتضح . [ م ُت َ ض ِ / ض َ ] (ع ص ) رسواو نمایان . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء): فضوح ؛ ای مُفِتضِح . (محیط المحیط) (معجم متن اللغة). ◄ بی آبرو و بی ناموس و بی آبروشده و رسواگشته و بدنام . (از ناظم الاطباء). که عیب یا عیبهای نهانی او آشکار شده است . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). - مفتضح شدن ؛ رسوا شدن . بدنام شدن . بی آبرو شدن . - مفتضح کردن ؛ رسوا کردن . بدنام کردن . بی آبرو کردن .