مفتول/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مَ) [ ع. ] (اِمف.) ۱- تاب داده شده، تابیده. ۲- رشته سیم باریک فلزی.مترادفها و واژههای مرتبطپیچان، تابداده، تابیده، تافتهسیم، میلهواژه قبلی: مفتوحواژه بعدی: مفتون