مفخم/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ فَ خَّ) [ ع. ] (اِمف.) ۱- بزرگ داشته شده. ۲- بزرگوار، بزرگ.مترادفها و واژههای مرتبطارجمند، امجد، بزرگوار، فخیم، گرامی، محترمواژه قبلی: مفخرواژه بعدی: مفر