مفرض
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مفرض . [ م ِ رَ ] (ع اِ) آهنی که بدان رخنه کنند و برند. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). مفراض . (اقرب الموارد).
مفرض . [ م ُ رِ ] (ع ص ) کسی که به فرایض (احکام تقسیم ارث ) معرفت داشته باشد و اهل مصر چنین کسی را مفرض و فارض نامند و عراقیان او را فرائضی و فرضی گویند و ابوطیبه عبدالملک بن نصیر المفرض الحسینی به این نسبت مشهور است . (از الانساب سمعانی ج ٢ ورق ٥٣٨ ب ).