مفروق/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مَ) [ ع. ] (اِمف.) پراکنده، جدا کرده.مترادفها و واژههای مرتبطپراکندهشده، جداکرده ≠ مقرونکاسته، تفریق شده ≠ مفروقمنهواژه قبلی: مفروضواژه بعدی: مفزع