مفعول
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
موضوع مستنیر، کسب نورکننده عروسک، آلت دست، بازیچه، دستخوش، درمعرض، دچار، مغلوب، تحت سیطره، مظلوم -زده (∊ هیجانزده) زمین آشآلو منفعل مجبور، مصیبتزده، مطیع، تسلیم، تابع، شکستخورده
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
موضوع مستنیر، کسب نورکننده عروسک، آلت دست، بازیچه، دستخوش، درمعرض، دچار، مغلوب، تحت سیطره، مظلوم -زده (∊ هیجانزده) زمین آشآلو منفعل مجبور، مصیبتزده، مطیع، تسلیم، تابع، شکستخورده